همشهری آنلاین- زهرا رفیعی: از میان گونههای در معرض انقراض ایران ، تنها برای یک گونه جشن احیای جمعیت در زیستگاه، یا همان جشن بازگشت به حیات وحش گرفته شده است؛ مابقی همچنان در تلاش برای بقا قرار دارند.
پاییز پارسال احیای جمعیت گورخر آسیایی در پارک ملی کویر جشن گرفته شد؛ جمعیتی که اکنون از مرز ۵۰ فرد عبور کرده است و این از نظر علم اکولوژی معنادار است. این اتفاق در نگاه اول موفقیتی قابل توجه به نظر میرسد، بهویژه با توجه به اینکه پارک ملی کویر یکی از زیستگاههای تاریخی این گونه محسوب میشود.
با این حال، پرسش اصلی این است که آیا صرفا باید به این عدد خوشحال بود یا لازم است با نگاهی دقیقتر، پیامدهای بلندمدت چنین برنامههایی را نیز بررسی کرد. یکی از نگرانیهای جدی، مسئله ژنتیک است. وقتی جمعیتها بهشدت کاهش پیدا میکنند و سپس با برنامههای انتقال و جابجایی تقویت میشوند، این پرسش مطرح میشود که آیا در آینده با مشکلات ژنتیکی مواجه نخواهند شد؟ فارغ از اینکه آیا سازمان حفاظت محیط زیست برنامهای برای احیای گورخر آسیایی در زیستگاههای تاریخی دیگر نیز دارد، آیا اساسا چنین قابلیتی از نظر وضعیت زیستگاهها وجود دارد که بتوان آن را توصیه کرد؟ زیستگاههایی که نهتنها در دهههای اخیر بهبود پیدا نکردهاند، بلکه در بسیاری موارد شرایط آنها بدتر هم شده است. تقریبا تمام جابجاییهایی که در سالهای گذشته انجام شده، از جمعیت توران بوده است. این مسئله این پرسش را ایجاد میکند که آیا چنین روندی به کاهش تنوع ژنتیکی منجر نشده است؟
چرا گورها رو به انقراضند
احمد دباغیان، کارشناس حیاتوحش سازمان حفاظت محیط زیست، در توضیح وضعیت گورخر ایرانی میگوید: این گونه سالهاست در فهرست جانوران درمعرض خطر قرار گرفته و حیاتش به اکوسیستمهای شکننده بیابانی وابسته است؛ زیستگاههایی که هر سال کوچکتر، پراکندهتر و فقیرتر میشوند. گور ایرانی دو زیرگونه دارد، زیرگونهایی که در پارکهای ملی قطرویه و بهرامگور استان فارس و همچنین زیرگونهای که در پارکهای ملی توران و کویر وجود دارد و تا کالمند بهادران یزد در تردد است. از نظر ژنتیکی این دو زیرگونه با هم فرق میکنند.
به قلم رضا شاهحسینی مقدم مدیر وقت پارک ملی کویر
دباغیان به رفتارهای اجتماعی این پستاندار اشاره میکند: وقتی مادهها زایمان میکنند با پدیدهای به نام «کرهکشی» توسط نرهای غالب مواجهیم. نرها تلاش میکنند کرههای نر غیرفرزند خود را بکشند تا فرصت جفتگیری با مادهها را افزایش دهند. شکارچی طبیعی گورخرها پلنگ و در برخی موارد گرگ (کرهها) است اما مهمترین فشار جمعیتی به گورها مربوط به تهدیدات و عوامل انقراض در کشورهای درحال توسعه است. گورخر وابستگی شدیدی به منابع آب و پوشش گیاهی دارد و در دورههای خشکسالی برای یافتن آب تا ۸۰ تا ۱۰۰ کیلومتر جابهجا میشود. همین جابهجاییها، با برخورد به جادهها، شهرکهای صنعتی و ساختوسازهای پراکنده، به یکی از چالشهای اصلی بقای این گونه تبدیل شده است.
دخالت مدیریتی: از دهه ۷۰ تا امروز
اولینبار در نیمههای دهه۷۰ و زمانی که کاهش شدید جمعیت در سرشماریهای متوالی گورخر ایرانی آشکار شد، سازمان محیطزیست تصمیم به دخالت مدیریتی گرفت. از آنجایی که کاهش جمعیت میتواند باعث درونآمیزی و فقر ژنتیکی در گونه شود، برای اولین بار در سال ۱۳۷۶، سهراس گور به محوطه تکثیر در اسارت گوراب در یزد منتقل شد. تا جمعیت تضعیفشده ترمیم شود. در انتقال بعدی در سال ۱۳۸۷، ۱۱ راس گورخر به کالمند–بهادران استان یزد منتقل شد. در نتیجه این اقدامات و ایجاد این دو سایت تکثیر در اسارت، پس از حدود ۱۵ سال از اولین جابجاییها، در اوایل دهه ۹۰ جمعیت گور از ۱۴ راس اولیه به ۷۷ راس رسید و امکان رهاسازی تدریجی در طبیعت فراهم شد.
گورخر در دهه ۶۰ از پارک ملی کویر نیز منقرض شده بود به همین دلیل تلاش جدی برای بازگرداندن آن در سال ۱۳۹۷ با انتقال ۱۰ راس آغاز شد. در فرایند اولین انتقال از پارک ملی توران به پارک ملی کویر ۵ راس در مسیر تلف شد. برای جبران این تلفات، در همان سال ۴ راس از گوراب یزد به پارک ملی کویر منتقل شد.
پشتکار محیطبانان پارک ملی کویر و عدم موفقیت سایت تکثیر کرمان، باعث شد که در سال ۱۴۰۱، ۱۲ راس جمعیت مرکز تکثیر در اسارت کرمان هم به پارک ملی کویر منتقل شود. سال بعد (۱۴۰۲) ۳راس از پارک ملی توران به ذخیره ژنتیکی پارک ملی کویر اضافه شد. با این نقل و انتقالات، گور در پارک ملی کویر به ۲۴ راس رسید.
به عبارت دیگر در بازه زمانی ۹۷ تا ۱۴۰۲، ۲۴ راس به پارک ملی کویر منتقل شد. سرشماری گورهای پارک ملی کویر در سال ۱۴۰۲ با احتساب کرههایی که هر ساله به دنیا میآمدند به ۳۶ راس رسید.
سالها زاد و ولد گورها و مراقبت از زیستگاه پارسال نتیجه داد؛ به طوری که جمعیتی که به صورت تدریجی در پارک ملی کویر رهاسازی شده بود در سرشماری پاییز به ۵۰ راس (احیای اکولوژیک) رسید. البته در این فاصله یک نر چموش از جمعیت در اسارت جدا سازی شده و به گوراب منتقل شد.
مسیر بی بازگشت گروهای جنوبی
محمد نصرتی، رییس گروه پستانداران معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در گفت و گو با همشهری با بیان اینکه در مجموع دو جمعیت اصلی گورخر در کشور وجود دارد، گفت:از نظر فراوانی، جمعیت گورخر تورانی یا شمالی حدود ۲۰۰ فرد شمارش شده است، در مقابل، جمعیت جنوبی بیش از ۱۲۰۰ راس است. جمعیت جنوبی از حدود ۱۰۰ راس در سه دهه اخیر به ۱۲۰۰ راس رسیده است. تردد از جاده شیراز به سیرجان اصلیترین مخاطره جمعیت جنوبی گورها بود که با مداخله به موقع و فنس کشی تلفات کمتر شد. بررسیها نشان میدهد تخلفات شکار در داخل مناطق تحت مدیریت، چه در فارس و چه در توران، زیاد نیست. با این حال بخشی از جمعیت افزایش یافته در استان فارس، به سمت کرمان، سیرجان، شهر بابک و هرات یزد حرکت میکند. این مسیرهای پراکنش معمولا یکطرفه هستند و بازگشت چندانی ندارند، چرا که کریدورهای تردد ناامن هستند و مدیریت مناسبی ندارند.

جابجایی ها دیگر جواب نمیدهد
محمد نصرتی درپاسخ به سوالی در مورد احتمال تکثیر و رهاسازی این گونه در زیستگاههای تاریخی دیگر که دچار انقراض منطقهای شدهاست اشارهای به تاریخچه و تجربه نقل و انتقالات گور در گوراب یزد میکند و در مورد پارک ملی کویر میگوید: حدود دو دهه پیش، پیش از اقداماتی که در پارک ملی کویر انجام شد، در استان یزد، مرکزی به نام گوراب ایجاد شد و پنج فرد گورخر جابجا شدند که دو فرد تلفات داشتند و سه فرد باقی ماندند. جمعیت کمکم افزایش یافت و به حدود ۵۰ تا ۶۰ راس رسید. اما مساحت و پوشش گیاهی منطقه گوراب که حدود ۱۰۰ هکتار بود، پاسخگوی این جمعیت نبود. در نتیجه مجبور شدند که فنسهای مرکز را باز کنند. هم اکنون پس از سالها حدود ۱۰۰ راس در محدوده کالمند بهادران و اطراف گوراب زندگی میکنند. این جمعیتها در یزد باقی ماندهاند. گورهایی که توران هستند، همگی جمعیت تورانی (شمالی) هستند.
برنامه بعدی سازمان برای گورخرها
این متخصص حیات وحش برای اینکه به برنامه سازمان حفاظت محیط زیست در مورد گورها توضیح دهد به چند نکته اساسی اشاره میکند. جمعیت گورها در استان فارس، به ویژه در قطرویه و بهرام گور آنچنان زیاد شده که در برخی موارد به تعارض کشیده شده است. به اعتقاد محمد نصرتی، نمیشود بگویم این گونه با ارزش است، اما هیچ اقدامی برای جبران خسارت کشاورزان نشود. او تاکید میکند: گورخر حیوانی گلهای است و ورود آن به باغها و مزارع میتواند خسارت زیادی وارد کند. باید برای مدیریت تعارض با کشاورزان و جلب رضایت آنها کاری انجام داد. برای کاهش خسارت باید با فنسکشی مزارع مانع خسارت گورها شد. بحث انتقال و جابجایی غیر طبیعی نیز مطرح در دورههایی مطرح بود که منتفی شد چرا که جابجایی ۱۰، ۲۰ یا حتی ۵۰ راس از جمعیتی ۱۲۰۰ راسی تاثیری ندارد، زیستگاه مناسبی هم وجود ندارد و تلفات جابجایی بالا است و بیشتر جنبه نمایشی دارد.

پارک ملی بهرام گور به جای پارک ملی قطرویه
مدیر گروه پستانداران البته راه حلی پیش روی مینهد که به جای جابجایی باید سراغ آن رفت. او میگوید: منطقه حفاظت شده بهرامگور و پارک ملی قطرویه حدود ۴۰۰ هزار هکتار است که بخشهای زیادی از آها توسط دامدارها اشغال شده است. اگر بتوان بخشی از این اراضی را آزاد کنیم (خرید سامانههای عرفی)، گورخرها به صورت طبیعی میتوانند زیستگاه خود را توسعه دهند و تراکم و تعارض گور کم میشود. تمرکز جمعیت گور به دلیل امنیت پارک ملی قطرویه زیاد است و از آنجایی که گور جثه بزرگی دارد و ۱۲۰۰ فرد شدهاند باعث تخریب پوشش گیاهی، کوبیدگی خاک و کاهش توان رویش گیاهان شده است.
گور چه کم از یوز دارد
اما آیا خریداری سامانههای عرفی به مانند آنچه در پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی عملی شد، شدنی است؟ مدیر گروه پستانداران سازمان حفاظت محیط زیست معتقد است که شدنی است اما نیاز به بودجه دارد. او میگوید: سازمان به تنهایی با بودجه فعلی نمیتواند این کار را انجام دهد. برای این موضوع نیاز به ورود اسپانسرها و کمک صنعت وجود دارد تا هم کشاورزان و هم حفاظت از گونه منتفع شوند. شاید لازم باشد گورخر هم مانند یوز دیده شود تا اقبال عمومی بیشتری پیدا کند، زیرا گونههای دیگری هم هستند که به صورت خاموش به سمت وضعیت قرمز میروند، اما دیده نمیشوند و زمانی میفهمیم که شاید دیر شده باشد. البته نباید فراموش کرد که قطرویه و بهرام گور پارک ملی هستند و از اساس نباید دام در آنها وجود داشته باشد. حل ریشهای مسائل، نیازمند حفظ زیستگاه، ایمنسازی کریدورها، تامین غذا و کاهش فشار دام است و این موضوع با یک اقدام کوتاهمدت حل نمیشود.
او در پاسخ به این سوال که علت رشد نکردن جمعیت توران چیست به آخرین و جامعترین مطالعات که توسط دکتر محمودرضا همامی، استاد دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان صورت گرفته است ارجاع میدهد.
محمودرضا همامی «بوم شناسی حفاظت» در گفت و گو با همشهری میگوید: در این مطالعه، همه جمعیتهای آسیایی گور بررسی شدند و نتایج نشان داد جمعیت توران در واقع یک هیبرید طبیعی از گور ایرانی و کولان ترکمنی است، اما از نظر ژنتیکی به کولان ترکمنی نزدیکتر است. بر همین اساس، جمعیت توران همراه با کولانهای ترکمنستان یک «واحد مدیریتی» مشترک محسوب میشود. او معتقد است در ایران اکنون دو زیرگونه وجود دارد؛ «گور ایرانی» و «گور تورانی».
به گفته این متخصص، تنها جمعیت خالص گور ایرانی در کل گستره پراکنش این گونه، در بهرامگور و قطرویه باقی مانده است. به همین دلیل حفاظت از خلوص ژنتیکی این جمعیت اهمیت زیادی دارد. انتقال گور ایرانی به دیگر زیستگاهها از نظر حفاظتی قابل قبول است، اما انتقال گورهای توران به زیستگاههای گور ایرانی توصیه نمیشود.
محمودرضا همامی در پاسخ به این پرسش که آیا باید از عبور جمعیت پارک ملی کویر از ۵۰ فرد خوشحال بود یا خیر، میگوید: بدون تردید این یک موفقیت محسوب میشود. در سطح جهانی، بسیاری از برنامههای معرفی مجدد گونهها با شکست مواجه میشوند و اینکه چنین برنامهای به مرحلهای برسد که جمعیت از ۵۰ فرد عبور کند، دستاورد مهمی است. اما اعتقاد شخصی من این است که در برنامههای حفاظتی، باید تمرکز اصلی بر حفاظت از گونهها در زیستگاه طبیعی خودشان (In-situ conservation) باشد و برنامههای تکثیر در اسارت، انتقال و جابجایی، باید تنها در شرایط واقعا ضروری انجام شوند. البته اگر در آینده جمعیتها به اندازه کافی بزرگ شوند، میتوان با احتیاط و بر اساس برنامهای دقیق، به معرفی مجدد در برخی مناطق نیز فکر کرد.
تاثیر تغییر اقلیم در برنامه تکثیر گور
در مطالعاتی که برای شناسایی زیستگاههای مناسب انجام داده، عواملی مانند مطلوبیت اکولوژیک، تاثیر تغییر اقلیم، پیوستگی زیستگاهها و پذیرش اجتماعی بررسی شده است. به گفته او، گور گونهای است که نیازهایش را در مقیاس «سیمای سرزمین» تامین میکند و برای دسترسی به آب و علوفه جابجا میشود؛ بنابراین وجود کریدورهای امن میان لکههای زیستگاهی ضروری است. در این مطالعات برای گور تورانی دو خوشه و برای گور ایرانی سه خوشه زیستگاهی پیشنهاد شده است.
وی با یک مثال توضیح میدهد: گونهایی مانند آهوی ایرانی در گذشته مهاجرتهای فصلی داشتند، اما امروز به دلیل توسعه شهرها، جادهها و صنایع، بسیاری از مسیرهای جابجایی آنها قطع شده است. با این حال، در مورد گورخر آسیایی هنوز امکان طراحی کریدورها و خوشههای زیستگاهی وجود دارد، چون زیستگاههای بیابانی این گونه نسبت به زیستگاه آهو کمتر تخریب شدهاند و عامل اصلی کاهش جمعیت آن بیشتر شکار بوده است تا نابودی زیستگاه.
امیدواری به آینده پارک ملی کویر
تجربه تکثیر در اسارت مرکز گوراب یزد و رهاسازی جمعیت در کالمند بهادران نشان داد که این پروژه بدون مطالعه، میتواند شکست سختی بخورد، همامی در اینباره گفت: خوشبختانه پارک ملی کویر یکی از لکههای مناسب برای رهاسازی درآمده است چرا که حفاظت شده است و مرکز تکثیرشان هم استاندارد بوده است؛ بنابراین من خودم به آینده آن امیدوارم. ولی رهاسازی جمعیت گوراب یزد در کالمند بهادران، چندان مطلوب نبود. اگرچه اطلاعات دقیقی از وضعیت فعلی آن جمعیت ندارم، به نظر میرسد رشد جمعیت در آنجا چشمگیر نبوده است.
چرا گورهای توران زیاد نمیشوند؟
در شرایطی که توران به دلیل پروژه حفاظت از یوزپلنگ، در سالهای اخیر از سامانههای عرفی خالی شده، تعارض کمتر شده و حفاظت به شکل جدیتری انجام میشود، چرا در دو دهه اخیر نرخ افزایش جمعیت گور در زیستگاه بهرام گور بسیار بیشتر از توران بوده است؟ جمعیت تقریبی گورهای توران در ابتدای انقلاب ۲۰۰ فرد بود و الان هم همین تعداد است، محمودرضا همامی «بوم شناسی حفاظت» با تایید این موضوع میگوید: در منطقه بهرام گور، جمعیت از حدود ۷۰ فرد به بیش از ۱۲۰۰ فرد رسیده است که مهمترین عامل آن، تاسیس پارک ملی قطرویه و ارتقای سطح حفاظت بوده است. البته از نظر زیستگاهی نیز تفاوتهایی میان بهرام گور و توران وجود دارد و برخی عناصر زیستگاهی که به رشد سریعتر جمعیت کمک میکنند، در بهرام گور وجود دارد اما در توران کمتر دیده میشود. بر اساس سرشماریهای تقریبی پیش از انقلاب، برآوردها نشان میداد که جمعیت گور در توران حدود ۶۰۰ فرد بوده است. این جمعیت در سالهای بعد کاهش پیدا کرد و حتی به زیر ۱۵۰ فرد رسید. در دهه اخیر، با خرید سامانههای عرفی از دامداران و برخی اقدامات حفاظتی، جمعیت به بالای ۲۰۰ فرد رسید و حداقل تثبیت شد، هرچند رشد چشمگیری نداشت.
او میگوید: یکی از فرضیههایی که به ذهن میرسد این است که گورها همچنان جابجایی دارند و ممکن است از توران به سمت شرق حرکت میکردند. در گذشته، این جمعیتها با کولان ترکمنی در ارتباط بودند و حتی تا چند دهه قبل، کولانها از مناطق شرقی ایران تا حوالی سرخس جابجا میشدند. این جابجاییها بخشی از همان هیبرید طبیعی است که درباره آن صحبت کردیم. با ایجاد مرزها و فنسکشیها، این ارتباطها قطع شده، اما حافظه تاریخی جابجایی همچنان در این گونه وجود دارد. ممکن است بخشی از جمعیت از منطقه خارج شود و به مناطقی برود که پایش و حفاظت کمتری دارد و در نتیجه از بین برود.
خرافهای که هنوز گور میکشد
در کنار همه مخاطراتی که گورخر آسیایی را تهدید میکند، همچنان باورهایی درباره استفاده دارویی از روغن گور، بهویژه برای زانو درد، وجود دارد؛ باوری که به گفته این متخصص، هنوز میتواند انگیزه شکار را تقویت کند. این باورها در هر دو زیستگاه توران و بهرام گور مطرح است، هرچند شدت و گستره آن متفاوت است. عوامل تهدیدکننده گورخر آسیایی، عمدتا همان عواملی است که سایر گونههای حیات وحش را نیز تهدید میکند؛ از جمله تخریب زیستگاه، رقابت با دام، تصادفات جادهای، فعالیتهای معدنی و سایر فشارهای انسانی. اگرچه شکار در مناطق حفاظتشده بهصورت رسمی انجام نمیشود، اما زمانی که گور از محدوده امن خارج میشود، همچنان در معرض خطر قرار دارد.
گسترش طبیعی؛ بهترین سناریوی حفاظت
جمعیت گور در قطرویه و بهرام گور به حدود ۱۲۰۰ فرد رسیده و این پرسش مطرح است که آیا زیستگاه توان پشتیبانی از جمعیتی بیشتر از این را دارد یا خیر. نشانههای فشار بر پوشش گیاهی قطرویه حتی از حدود ۱۰ سال پیش دیده میشد و با کاهش کیفیت زیستگاه، گورها بهتدریج به سمت بهرام گور، قرهتپه هرات و مناطق دیگر پراکنده شدهاند محمودرضا همامی استاد دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان در اینباره میگوید: این جابجاییها طبیعی بوده و پیشتر نیز رخ میداده است، اما اکنون بخشی از جمعیت در مناطق جدید ماندگار شدهاند. اگر مناطق بینابینی ایمن شوند، امکان شکلگیری جمعیتهای تازه بهصورت طبیعی وجود دارد و این بهترین شیوه مدیریت جمعیت است.
کریدورهای فراموششده آسیای میانه
محمودرضا همامی در پاسخ به این سوال که آیا میتوان برای ایجاد تنوع ژنتیکی گور تورانی از ترکمنستان گور کولانی منتقل کرد میگوید: راهحل اصلی، احیای کریدورهای تاریخی میان ایران و ترکمنستان از طریق دیپلماسی و برداشتن فنسهای مرزها است تا مهاجرت طبیعی دوباره برقرار شود. برای تقویت جمعیت معرفی شده در پارک ملی کویر، میتوان از توران و بهرام گور تبادل ژن صورت گیرد. البته در برنامههای حفاظتی، تلاش شده جمعیت توران و بهرام گور با هم مخلوط نشوند، چون خلوص ژنتیکی گور ایرانی اهمیت بیشتری دارد.
گورهای مغولی، سایهای بر بحران گورهای ایرانی
او با اشاره به مشارکتاش در اخرین ارزیابیهای اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) گفت: جمعیت بهرام گور بهعنوان گور ایرانی و جمعیت توران بهعنوان کولان ترکمنی در نظر گرفته میشوند. وضعیت حفاظتی زیرگونههای گور ایرانی) در خطر جدی انقراض) و کولانی-ترکمنی (در معرض انقراض) است ولی در کل گونه گور آسیایی در معرض تهدید محسوب نمیشود چون زیرگونه «خولان مغولی» این گونه در چین و مغولستان جمعیتی بیش از ۵۰ هزار فرد دارد.
ردپای گور سوری در غرب ایران
در برخی منابع حرف از حضور گور در غرب کشور میشود به گفته این متخصص اگر گوری در گذشتههای خیلی دور وجود داشته باشد احتمالا گونه منقرض شده گور سوری باید باشد. مطالعات انجامشده نشان میدهد گور وابستگی زیادی به «پلایا» یا زمینهای پست دارای آب دارد، چون این گونه باید هر روز به آب دسترسی داشته باشد. حتی در مورد زیرگونه خولان مغولی مشاهده شده که حیوان با سم خود زمین را حفر میکند تا به آب برسد و احتمال دارد چنین رفتاری در گور ایرانی نیز وجود داشته باشد ولی تحقیقی در مورد آن نشده است.
ردیابی گورها از آسمان
دکتر محمودرضا همامی، استاد دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان در پایان در مورد پایش فناورانه این گونه میگوید: برای مطالعه دقیق جابجاییهای گور، پروژه ردیابی ماهوارهای اجرا شد. در این پروژه، ۹ گور ماده زندهگیری کردیم و گردنبندهای ردیاب روی آنها نصب کردیم. این نخستین بار در ایران بود که یک علفخوار بزرگ با استفاده از ردیاب ماهوارهای پایش میشد. این ردیابها حدود دو سال فعال بودند و اطلاعات ارزشمندی از الگوی جابجایی گورها در اختیار ما قرار دادند. در کنار این روش، سازمان حفاظت محیط زیست اخیرا با کمک کارشناسان خارج از سازمان، استفاده از پهپاد را نیز برای سرشماری گورها بهصورت آزمایشی بررسی کرد تا امکان استفاده از این فناوری سنجیده شود.
نظر شما